محمد علي بهمني
شايد به زخم من كه مي پوشم ز چشم شهر آن را
در دستهاي بي نهايت مهربانش مرهمي نيست
كاظم بهمني
شاخه را محكم گرفتن اين زمان بي فايده است
برگ مي ريزد ، ستيزش با خزان بي فايده است
محمد علي بهمني
شكستني شده ام اعتراف ميكنم ، اما
ز جنس شيشه ي عمر توام مزن زمينم !
ابوتراب جلي
شانه بر زلف مزن دست بدار از شوخي
كه بود بسته به اين سلسه جان من و دل
پريشان گلپايگاني
شرمنده ام كه بهر نثار تو جان من
با هيچگونه فلسفه قابل نمي شود
هر چند مي دوم ز پي ات جاي پا به سر
قطع طريق و طي مراحل نمي شود
حامد عسگري
شعر كوتاه ولي حرف به اندازه ي كوه
بايد اين قائله را " آه " به پايان ببرد
مهستي گنجوي
شوريده دلم از پي زيبا صنمي رفت
بيچاره گدايي كه پي محتشمي رفت
گر نامه سياهم چه گناه از طرف من
در روز ازل بر سر هر كس قلمي رفت
محتشم كاشاني
شوم هلاك چو غيري خورد خدنگ تو را
كه دانم آشتيي در قفاست جنگ تو را
مصباح زاده
شده ايم غنچه صفت تنگدل و غرقه ي خون
بس كه خار غم هجران تو شد دمسازم

گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان
شعر و ادب و عرفان و آدرس http://www.sheroadab-zt.loxblog.com لینک نمایید
سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 47
بازدید هفته : 248
بازدید ماه : 234
بازدید کل : 99564
تعداد مطالب : 1102
تعداد نظرات : 48
تعداد آنلاین : 1